samedi 7 août 2010

اسلام، حتی از نوع رحمانی اش، یک ایدئولوژی است و ایدئولوژی با حکومت آزاد سنخیتی ندارد

از راه افتادن تلویزیون رسا بسیار خوشحال شدم. در واقع باید گفت در این شب تاریک اطلاع رسانی کور سوی چراغی نیز غنیمت است ولی‌ اما‌هایی‌ هست که نمی‌توان از آنها ساده گذشت. اول از همه خواستار این هستیم که این اسلام رحمانی ا برای ما تعریف کنند. اسلام، اسلام است یا شعبه‌های مختلف دارد که ما نمیدانستیم؟ چه کسی‌ تضمین میدهد که این اسلام رحمانی که شما از آن حرف میزنید وقتی‌ به قدرت رسیدیدنشود اسلام طالبانی؟ آیا انتظار دارید که ملتی که یکبار با حرفهای شیرین خمینی افتاد تو این سیاهچال حاضر باز هم گول حرفهای خوشرنگ و لعاب را بخورد؟ آیا خمینی قرار نبود حکومت عدل اسلامی به ملت هدیه کند؟ دیدید عاقبت آن حرفهای شیرین چه شد. شاید بعضی‌ها بگویند بابا تند نرو حالا، وقتی‌ از شر خامنه‌ای و احمدی نژاد خلاص شدیم به این اختلافات می‌پردازیم. نخیر آقا از همین الان باید در اینباره حرف زد. از قدیم گفته اند خشت اول چون نهد معمار کج تا ثریا میرود دیوار کج. مگر قانون اساسی‌ جمهوری اسلامی حرفها و اصول زیبا و دموکراتیک ندارد؟ پس چرا ما هنوز گرفتار دیکتاتوری هستیم؟ با حرفهای قشنگ زدن کار بجایی نمیرسد باید دید ریشه مشکلات کجاست. ریشه تمام مشکلات جدا نبودن ایدئولوژی، یا اگر می‌خواهید اسمش را بگذارید دین، از مملکت داری است. یک کشور آزاد نام ببرید که سرانش بطور ممتد به یک ایدئولوژی مجبورند پایبند باشند. اعتقاد و باور ایدئولوژیک با حکومت آزاد جور در نمیاید. به قول یکی‌ از بزرگان! "اگر ایدئولوژی سوار قطار حکومت شد، ایستگاه بعدی منتظر استبداد باشید".

Aucun commentaire:

Enregistrer un commentaire

Archives du blog