samedi 23 avril 2011

کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من

ما اگر خودمان کاری نمی‌کنیم هیچ حقی‌ نداریم که دیگرانی که ساکت اند را به باد انتقاد بگیریم. یکی‌ می‌گوید چرا میر حسین اعتصاب غذا نمیکند، آن دیگری می‌گوید امیر ارجمند چرا ساکتی‌ و ... با خودمان که رو در بایستی نداریم. مردم در حال حاضر میترسند بیایند راهپیمایی چون هر بار که آمدند با خشونت سگان ولایت روبرو شدند. اگر میگوئید بیا سوریه را نگاه کن که دارند مردم را به گلوله می‌بندند و باز هم می‌آیند برای تظاهرات، خوب فعلا مردم ایران به این حد جرات شاید نرسیده باشند. سخت است کنار گود بنشینی و به هموطنت بگویی تو چرا نمیروی تظاهرات باتوم بخوری. ایران به تمام معنا حکم یک کشور اشغالی را دارد. در زمان اشغال یک کشور بعید است که نیروی اشغالگر اجازه تظاهرات بدهد به معترضین. باید شیوه اعتراضات کوچک ولی‌ پر سر و صدا استفاده کرد. در این زمینه اصل اول این است که تلفات ندهیم و بتوانیم نیروی طرف مقابل را ضعیف کنیم و روحیه‌اش را بشکنیم. بعنوان مثال: چرا هنوز شیشه‌های این پایگاه‌های بسیج سالم هستند؟ چرا آینه بغل ماشین‌های پلیس هنوز سر جایشان هستند؟ چرا ... در حال حاضر که اعتراضات خیابانی، به هر علت، کمرنگ شده و باید کاری کرد که شعله سبز خاموش نشود و در این راه کمی‌ خشونت سبز کارآمد‌ترین راه به نظر می‌رسد.

Aucun commentaire:

Enregistrer un commentaire

Archives du blog