ریشه تمام مشکلات ما دار باور کور کورانه به یک ایدئولوژی است، حالا میخواهی اسم این ایدئولوژی را بگذار دین، بگذار مارکسیسم یا کاپیتالیسم.
بیایید درباره دین و دینداران عزیز دار کشورمان کمی صحبت کنیم.
همیشه یادم میماند آن سخنان با آب و تاب معلمان قرآن یا معارف که از کرامت پیامبر و امامان میگفتند و اینکه چقدر دوستدار مردم بودند و شب با کوله باری از غذا با لباس مبدل میرفتند به کمک رسانی افراد بی بضاعت جامعه و...
وجدان سالم از این طرز رفتار و منش خوشش میاید. کمک به دیگران، مهربان بودن، رعایت حق حتی دشمن جانی تو که با شمشیر زده است بر فرق سرت و بسیاری دیگر از این روایت انسان را شیفته این بزرگواران میکند. فرض را بر این بگذریم که این روایات کاملا حقیقی و درست. بسیار خوب، امامان و پیامبر بظاهر افراد خوبی بوده اند و روش حکومت داریشان ظاهرأ بسیار عادلانه بوده است. ۱۴۰۰ سال بعد یک دسته آدم با روایات این داستانها و اینکه اگر ما م حکومت دار شویم مثل این بزرگواران با مردم رفتار خواهیم کردند سر ملت ما را کلاه گذشتند و سوار ما شدند. وقتی م خرشان از پول گذشت تمام قولها یشان را فراموش کردند. مساله اینست: یکی آمد گفت حکومت علی بسیار حکومت خوبی بوده و خیلی عادلانه، او مسلمان بوده و من م مسلمانم و میخواهم حکومتی مثل حکومت علی راه بیندازم. مردم گفتند باشه، آقا حکومت راه انداخت و جای عدالت را با ظلم عوض کرد با تمام بیشرمی، ازش م که انتقاد میکنی میگوید من جانشین خود علی و پیامبر هستم و چون آنها آدمهای خوبی بوده اند من م خوب هستم و اگر بر انتقاد از من پافشاری کنی میشوی مرتد و میفرستمت بالای دار. یکی نیست این وسط بگوید آقا این قضیه دین و قداست و علی و پیامبر را بگذار کنار. مردم حکومت عادل میخواستند نه حکومتی که هر کار میخواهد میکند و آخرش م میگوید من جانشین پیامبر م و همه تان باید خفه شوید. یکی نیست به اینها بگوید گیرم که شما اصلا پسر خود حضرت علی هستید. از فضل پدر پسر چه حاصل؟. مردم حکومت عادل میخواستند نه حکومت تزویر و دورویی. این فرقه حاکم بر ایران براستی که قشنگ سر مردم را شیره مالیدند و هنوز هم میمالند.
Aucun commentaire:
Enregistrer un commentaire